|
امام علی علیه السلام درباره عصرپس ازظهورمی فرماید :
تأمن السبل حتی تمشی المرأة بین العراق والشام لاتضع قدمیها إلا علی النبات وعلی رأسها زنبیلهالایهیجها سبع ولاتخافه راه هاامن شود،به طوری که زن ازعراق تاشام برودوپای خودراجزروی گیاه نگذارد،سبدش رابرسرش بگذاردوازدرنده ودرنده خویی باک ندارد.
+ نوشته شده در جمعه 31 تیر1390ساعت 8:36 قبل از ظهر  توسط سید امیر
|
در جريان ظهور، هر چند بسياري از مردم با امام مهدي(ع) و حقيقت دعوت و قيام او آشنا شده و به او ميپيوندند، اما گروههايي نيز به مقابله ميپردازند. با سير در احاديث مربوط به امام مهدي(ع) به تقابل سه گروه با ايشان مي›وان به صورت روشن اشاره كرد: ـ گروه به ظاهر مسلمان: اينا حدود ده هزار نفرند كه خود را ديندار واقعي ميدانند.(شبيه خوارج نهروان) ـ لشكر سفيان: او كه با خروج خود، سوريه و عراق را تحت سيطرهاش قرار ميأهد، هنگام ظهور به مبارزه برميخيزد و به جنگ با حضرت ميپردازد. اينان مخالفان جدي دين و آرامش مردم هستند و در ايام سلطه خود عده زيادي را ميكشند. ـ گروههايي از اهل كتاب: مسيحيان و يهوديان، در هنگام ظهور، ابتدا مقابل حضرت صف آرايي كرده و آماده جنگ ميشوند، ولي نزول، حضرت عيسي(ع) و نماز خواندن ايشان پشت سر امام مهدي(ع) و نيز آشكار شدن الواح اصلي تورات توسط امام زمان(ع) باعث ميشود عدهاي زياد از اهل كتابع دين اسلام را بپذيرند، برخي نيز صلح ميكنند و گروهي نيز به جنگ ميپردازند. ويژگيهاي اصلي مخالفان و جنگ طلبان را ميتوان در چند مرود برشمرد: عدم درك درست از دين و حقيقت انسانيت، دنيا طلبي روحيه لجاجت و تعصب.
+ نوشته شده در جمعه 10 دی1389ساعت 7:21 بعد از ظهر  توسط سید امیر
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 14 مرداد1389ساعت 1:39 قبل از ظهر  توسط سید امیر
|
برای من که تکون دهنده بود شمارو نمیدونم....
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 اردیبهشت1389ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط سید امیر
|
معلم به سمت تخته می آید.همه اعداد وفرمولها وجملات را پاک می کند وبا خط درشت می نویسد: درس امروز؛انتظار...! وبچه ها کنارتاریخ دفترشان طوری که فقط خودشان ببینندمی نویسند: جمعه واونیامد! اما معلم گوشه ی تخته کنار تاریخ طوری که بچه ها ببینند می نویسد: تاجمعه دگر انتظارها باقی است...!
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 اردیبهشت1389ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط سید امیر
|
یا مهدی:
دل را پر از طراوت عطر حضور کن آقا! تو را به حضرت زهرا ظهور کن آخر کجایی ای گل خوشبوی فاطمه! برگرد و شهر را پر از امواج نور کن شب های جمعه یاد تو بیداد می کند آدینه ای ز کوچه دنیا عبور کن آقا چقدر فاصله، اندوه، انتظار؟!... فکری برای این سفر راه دور کن زین کن سمند حادثه را تک سوار عشق! جان را پر از شراره غوغا و شور کن آقا چقدر زجه زنیم و دعا کنیم یا بازگرد یا دل ما را صبور کن ... از دوست عزیزم محمود
+ نوشته شده در دوشنبه 26 بهمن1388ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط سید امیر
|
امروز قرار بخش دلها مهدی است
سید امیر منفرد
+ نوشته شده در جمعه 16 بهمن1388ساعت 3:10 قبل از ظهر  توسط سید امیر
|
وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره… آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم…
+ نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 3:45 قبل از ظهر  توسط سید امیر
|
این یک اندیشه است
آيا زماني فرا خواهد رسيد كه باور كنيم در همين نزديكيها چشمهاي نگراني زندگيامان را هر روز مرور ميكند؟ چشماني مضطرب، كه منتظر است تا با خوب شدن ما دلخوشانه پا در ركاب ظهور نهد. بياييم صادقانه يك بار هم شده بينيرنگ دست بر آستان نيازش بريم و شرمگينانه بگوييم اگر چشم به راه خوب شدن مايي تا بيايي چنين نخواهد شد؛ تا چنينيم. پس خود از خدا بخواه چنان شود. تو خود خوب ميداني كه امواج پرتلاطم و سهمگين فتنههاي آخرالزماني ميرود تا آخرين باقيماندههاي اين بنيان را ببرد.ا اي عزيز! بر ما ببخش كه چه بسيار دروغگويان لافزن شدهايم. آيا باوركردنيست با وجود دهها و صدها و هزاران مؤسسه و مركز و بنياد و محفل و شيفته، همچنان گرد غريبي بر روي شما باشد؟! كه تو به اندازه يك باشگاه ورزشي نيز نزد ما مهم نيستي. چه كسي باور ميكند؟ چه گناهي دارند جوانان علاقهمند به تو كه نميتوانند بلنداي عظمت تو را در فراز منارههاي مسجدي به نام تو جستجو كنند؟ منبع : بخش قلم نو www.emammahdi.com
+ نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 0:33 قبل از ظهر  توسط سید امیر
|
|
![]() |